برای جست‌وجوی زنده حداقل ۲ حرف وارد کنید.

بدهکار و بستانکار چیست؟ آموزش ساده قواعد بدهکار و بستانکار

بدهکار و بستانکار

بدهکار و بستانکار چیست؟ در حسابداری، بدهکار و بستانکار نام دو سمت حساب هستند که برای ثبت افزایش و کاهش حساب‌ها استفاده می‌شوند. در این آموزش یاد می‌گیریم هرکدام چه معنایی دارند و چگونه می‌توانیم با توجه به نوع حساب، سمت درست ثبت را تشخیص دهیم.

اگر مقاله ترازنامه چیست را خوانده باشید، حالا می‌دانید که برای نگهداری اطلاعات هر دارایی، بدهی یا سرمایه از حساب استفاده می‌کنیم.

همچنین با شکل ساده حساب T آشنا شدیم:

                 عنوان حساب

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

                   |

                   |

و گفتیم:

سمت راست حساب = بدهکار

سمت چپ حساب = بستانکار

این همان ساختاری است که در منبع نیز برای حساب معرفی شده است.

اما هنوز مهم‌ترین سؤال را جواب نداده‌ایم:

اگر یک دارایی افزایش پیدا کند، مبلغ را در سمت بدهکار بنویسیم یا بستانکار؟

اگر بدهی کم شود چه؟

افزایش سرمایه کجا ثبت می‌شود؟

اینجاست که باید با قواعد بدهکار و بستانکار آشنا شویم.

اگر این قواعد را فقط حفظ کنیم، احتمال فراموش‌کردن و اشتباه‌کردن زیاد است.

پس تلاش می‌کنیم اول منطقشان را بفهمیم.

بدهکار و بستانکار چیست و چه تفاوتی دارند؟

قبل از هر چیز باید یک سوءتفاهم رایج را کنار بگذاریم.

در زبان روزمره وقتی می‌گوییم کسی «بدهکار» است، معمولاً منظورمان این است که باید پولی به شخص دیگری پرداخت کند.

اما وقتی در ساختار یک حساب می‌گوییم:

این مبلغ بدهکار شد

الزاماً منظورمان این نیست که کسی بدهی دارد.

در حسابداری، بدهکار و بستانکار در ساده‌ترین سطح، نام دو سمت حساب هستند:

بدهکار = سمت راست حساب

بستانکار = سمت چپ حساب

پس قبل از اینکه معنای بیشتری به این دو کلمه بدهیم، بهتر است اول آن‌ها را به‌عنوان دو سمت حساب بشناسیم.

آیا بدهکار همیشه یعنی افزایش؟

خیر.

این نکته آن‌قدر مهم است که بهتر است همین ابتدای مقاله روشنش کنیم.

بدهکار همیشه به معنی افزایش حساب نیست.

و:

بستانکار همیشه به معنی کاهش حساب نیست.

اینکه افزایش یا کاهش یک حساب در کدام سمت ثبت شود، به نوع حساب بستگی دارد. خود کتاب نیز در پرسش‌های آموزشی فصل روی همین موضوع تأکید می‌کند.

مثلاً:

افزایش یک دارایی در سمت بدهکار ثبت می‌شود.

اما افزایش یک بدهی در سمت بستانکار قرار می‌گیرد.

پس اگر فقط بگوییم:

«افزایش = بدهکار»

خیلی زود دچار اشتباه خواهیم شد.

ابتدا باید بدانیم با چه نوع حسابی روبه‌رو هستیم.

برای اینکه بهتر متوجه شویم بدهکار و بستانکار چیست، باید بدانیم این دو اصطلاح به‌تنهایی نشان‌دهنده افزایش یا کاهش نیستند و معنای آن‌ها به نوع حساب بستگی دارد.

سه گروه اصلی حساب‌ها را به خاطر بیاوریم

در درس‌های قبلی، معادله حسابداری را یاد گرفتیم:

دارایی = بدهی + سرمایه

پس برای شروع، حساب‌های ما نیز در سه گروه اصلی قرار می‌گیرند:

دارایی

بدهی

سرمایه

قواعد بدهکار و بستانکار این سه گروه یکسان نیست.

به همین دلیل بهتر است هر گروه را جداگانه بررسی کنیم.

قاعده بدهکار و بستانکار حساب‌های دارایی

بیایید با دارایی شروع کنیم.

دارایی‌ها شامل مواردی مثل:

وجه نقد،

حساب‌های دریافتنی،

ملزومات،

اثاثه،

زمین

و سایر منابع اقتصادی واحد هستند.

قاعده‌ای که کتاب برای حساب‌های دارایی بیان می‌کند این است:

افزایش دارایی در سمت بدهکار ثبت می‌شود.

کاهش دارایی در سمت بستانکار ثبت می‌شود.

پس برای حساب‌های دارایی:

تغییر داراییسمت حساب
افزایشبدهکار
کاهشبستانکار

این اولین قاعده اصلی ماست.

مثال افزایش دارایی

فرض کنید مالک ۱۰۰ میلیون تومان پول وارد کسب‌وکار کند.

وجه نقد، یک دارایی است.

وجه نقد افزایش پیدا کرده است.

پس بر اساس قاعده دارایی:

حساب وجه نقد بدهکار می‌شود.

به شکل ساده:

                وجه نقد

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

           100     |

در نمونه کتاب نیز برای افزایش موجودی نقد، حساب دارایی در سمت بدهکار قرار می‌گیرد.

مثال کاهش دارایی

فرض کنید مؤسسه ۳۰ میلیون تومان پول نقد بابت خرید چیزی پرداخت کند.

وجه نقد کاهش یافته است.

وجه نقد یک دارایی است.

قاعده دارایی می‌گوید:

کاهش دارایی = بستانکار

پس:

                وجه نقد

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

                   |    30

بنابراین در حساب دارایی:

افزایش → بدهکار

کاهش → بستانکار

چرا افزایش دارایی بدهکار می‌شود؟

چرا افزایش دارایی بدهکار می‌شود؟

در این مرحله لازم نیست دنبال معنای لغوی کلمه بدهکار بگردیم.

این یک قاعده ثبت حسابداری است.

ساختار حساب‌ها به شکلی تعریف شده که برای حساب‌های دارایی، افزایش در سمت راست و کاهش در سمت چپ ثبت می‌شود.

چون سمت راست را بدهکار می‌نامیم، می‌گوییم:

افزایش دارایی بدهکار است.

و چون سمت چپ را بستانکار می‌نامیم:

کاهش دارایی بستانکار است.

پس فعلاً منطق را این‌طور دنبال کنید:

نوع حساب را تشخیص بده → ببین افزایش یافته یا کاهش → بعد سمت مناسب را انتخاب کن.

قاعده بدهکار و بستانکار حساب‌های بدهی

حالا سراغ بدهی برویم.

مثلاً:

حساب‌های پرداختنی

و

وام پرداختنی

از نمونه حساب‌های بدهی هستند.

قاعده بدهی درست برعکس دارایی است.

طبق منبع:

افزایش بدهی در سمت بستانکار ثبت می‌شود.

کاهش بدهی در سمت بدهکار ثبت می‌شود.

بنابراین:

تغییر بدهیسمت حساب
افزایشبستانکار
کاهشبدهکار

مثال افزایش بدهی

فرض کنید یک مؤسسه ۵۰ میلیون تومان وام دریافت کند.

وام پرداختنی یک بدهی است.

بدهی افزایش پیدا کرده است.

قاعده بدهی می‌گوید:

افزایش بدهی = بستانکار

پس:

              وام پرداختنی

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

                   |     50

مهم است که اینجا فریب افزایش مبلغ را نخوریم.

وام زیاد شده، اما چون حساب بدهی است، افزایش آن در سمت بستانکار ثبت می‌شود.

مثال کاهش بدهی

فرض کنید واحد اقتصادی ۲۰ میلیون تومان از وام خود را بازپرداخت کند.

وام پرداختنی کاهش پیدا کرده است.

قاعده بدهی:

کاهش بدهی = بدهکار

پس:

              وام پرداختنی

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

            20     |

بنابراین برای بدهی:

افزایش → بستانکار

کاهش → بدهکار

قاعده بدهکار و بستانکار حساب سرمایه

حالا به سرمایه می‌رسیم.

سرمایه نیز از نظر قاعده بدهکار و بستانکار مانند بدهی رفتار می‌کند.

طبق منبع:

افزایش سرمایه در سمت بستانکار ثبت می‌شود.

کاهش سرمایه در سمت بدهکار ثبت می‌شود.

بنابراین:

تغییر سرمایهسمت حساب
افزایشبستانکار
کاهشبدهکار

مثال افزایش سرمایه

فرض کنید مالک ۱۰۰ میلیون تومان در واحد اقتصادی سرمایه‌گذاری کند.

در تحلیل رویداد می‌دانیم:

وجه نقد افزایش پیدا می‌کند.

سرمایه نیز افزایش پیدا می‌کند.

وجه نقد دارایی است.

پس افزایش آن:

بدهکار

سرمایه افزایش یافته است.

پس:

بستانکار

در نمونه کتاب نیز همین رویداد با بدهکارشدن موجودی نقد و بستانکارشدن سرمایه مالک نشان داده شده است.

یعنی:

                وجه نقد

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

           100     |

و:

             سرمایه مالک

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

                   |    100

به این ترتیب، دو اثر رویداد را در دو حساب جداگانه می‌بینیم.

جدول اصلی قواعد بدهکار و بستانکار

حالا سه گروه را کنار هم قرار دهیم:

نوع حسابافزایشکاهش
داراییبدهکاربستانکار
بدهیبستانکاربدهکار
سرمایهبستانکاربدهکار

این جدول یکی از مهم‌ترین جدول‌هایی است که در ابتدای یادگیری حسابداری با آن سروکار دارید.

اما یک پیشنهاد مهم:

فقط جدول را حفظ نکنید.

هر بار قبل از استفاده از آن، این دو سؤال را جواب دهید:

حساب از چه نوعی است؟

افزایش یافته یا کاهش؟

بعد پاسخ را از جدول پیدا کنید.

با چند بار تمرین، این قواعد کم‌کم طبیعی می‌شوند.

چرا بدهی و سرمایه قاعده مشابه دارند؟

برای فهم بهتر این موضوع، دوباره به معادله حسابداری نگاه کنیم:

دارایی = بدهی + سرمایه

دارایی در یک سمت معادله قرار دارد.

بدهی و سرمایه در سمت دیگر.

در قواعد حساب‌ها نیز دارایی از یک الگو پیروی می‌کند و بدهی و سرمایه از الگوی مقابل.

به همین دلیل:

دارایی:

افزایش بدهکار / کاهش بستانکار

اما بدهی و سرمایه:

افزایش بستانکار / کاهش بدهکار

کتاب نیز قواعد بدهکار و بستانکار را بر اساس ساختار معادله حسابداری بیان می‌کند.

این ارتباط کمک می‌کند قواعد را کمتر حفظ کنیم و بیشتر بفهمیم.

یک روش ساده برای تشخیص بدهکار و بستانکار

یک روش ساده برای تشخیص بدهکار و بستانکار

دانستن اینکه بدهکار و بستانکار چیست، اولین قدم یادگیری است؛ اما برای تشخیص سمت درست هر حساب باید نوع حساب و افزایش یا کاهش آن را نیز بررسی کنیم.

وقتی با یک رویداد مالی روبه‌رو می‌شوید، مستقیم نپرسید:

«بدهکار چیست؟ بستانکار چیست؟»

این مسیر معمولاً باعث سردرگمی می‌شود.

به‌جایش چهار مرحله بروید.

مرحله اول: حساب‌های درگیر را پیدا کنید

مثلاً:

«مؤسسه ۴۰ میلیون تومان وام دریافت کرد.»

دو حساب درگیر هستند:

وجه نقد

وام پرداختنی

مرحله دوم: نوع هر حساب را مشخص کنید

وجه نقد = دارایی

وام پرداختنی = بدهی

مرحله سوم: افزایش یا کاهش را مشخص کنید

وجه نقد افزایش پیدا کرده.

وام پرداختنی هم افزایش پیدا کرده.

مرحله چهارم: قاعده را اعمال کنید

افزایش دارایی → بدهکار

افزایش بدهی → بستانکار

بنابراین:

وجه نقد بدهکار

وام پرداختنی بستانکار

این روش از حفظ‌کردن مستقیم ثبت‌ها بسیار مطمئن‌تر است.

مثال اول: دریافت وام

فرض کنید مؤسسه ۸۰ میلیون تومان وام دریافت می‌کند.

تحلیل

وجه نقد افزایش یافته است.

وجه نقد = دارایی.

پس:

بدهکار

وام پرداختنی افزایش یافته است.

وام پرداختنی = بدهی.

پس:

بستانکار

به شکل حساب T:

                وجه نقد

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

            80     |

              وام پرداختنی

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

                   |     80

مثال دوم: خرید نقدی تجهیزات

فرض کنید مؤسسه ۵۰ میلیون تومان تجهیزات را نقداً خریداری می‌کند.

دو حساب داریم:

تجهیزات

وجه نقد

هر دو حساب دارایی هستند.

تجهیزات افزایش یافته‌اند.

افزایش دارایی → بدهکار

وجه نقد کاهش یافته است.

کاهش دارایی → بستانکار

پس:

                تجهیزات

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

            50     |

و:

                وجه نقد

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

                   |     50

این مثال نکته مهمی دارد:

ممکن است هم حساب بدهکار و هم حساب بستانکار، هر دو دارایی باشند.

پس بدهکار یا بستانکاربودن به اسم گروه به‌تنهایی بستگی ندارد؛ به افزایش یا کاهش آن حساب بستگی دارد.

مثال سوم: خرید نسیه

فرض کنید مؤسسه ۷۰ میلیون تومان اثاثه به‌صورت نسیه خریداری کند.

اثاثه افزایش پیدا می‌کند.

اثاثه = دارایی.

افزایش دارایی → بدهکار

از طرف دیگر، حساب‌های پرداختنی افزایش پیدا می‌کند.

حساب‌های پرداختنی = بدهی.

افزایش بدهی → بستانکار

پس:

                 اثاثه

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

            70     |

           حساب‌های پرداختنی

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

                   |     70

مثال چهارم: پرداخت بدهی

فرض کنید مؤسسه ۳۰ میلیون تومان از حساب‌های پرداختنی خود را پرداخت کند.

وجه نقد کاهش پیدا می‌کند.

وجه نقد = دارایی.

کاهش دارایی → بستانکار

حساب‌های پرداختنی کاهش پیدا می‌کند.

این حساب = بدهی.

کاهش بدهی → بدهکار

پس:

           حساب‌های پرداختنی

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

            30     |

و:

                وجه نقد

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

                   |     30

این مثال کمک می‌کند یک موضوع مهم را ببینیم:

کاهش بدهی بدهکار می‌شود.

پس دوباره مشخص می‌شود که «بدهکار» به معنی «بدهی بیشتر» نیست.

مثال پنجم: وصول حساب‌های دریافتنی

فرض کنید مؤسسه ۲۰ میلیون تومان از طلب خود از مشتری را دریافت کند.

وجه نقد افزایش می‌یابد.

افزایش دارایی → بدهکار

حساب‌های دریافتنی کاهش پیدا می‌کنند.

حساب‌های دریافتنی هم دارایی هستند.

کاهش دارایی → بستانکار

پس:

                وجه نقد

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

            20     |

و:

           حساب‌های دریافتنی

        ————————-

          بدهکار   |   بستانکار

                   |     20

باز هم دو حساب دارایی داریم، اما یکی بدهکار و دیگری بستانکار شده است.

یک اشتباه رایج: «بدهکار» را با «بدهی» اشتباه نگیریم

این دو واژه شبیه هم به نظر می‌رسند، اما مفهومشان یکی نیست.

بدهی یک گروه از حساب‌هاست.

مثلاً وام پرداختنی یک بدهی است.

اما بدهکار نام سمت راست حساب است.

حتی یک حساب بدهی هم می‌تواند بدهکار شود.

چه زمانی؟

وقتی کاهش پیدا کند.

مثلاً با بازپرداخت وام:

وام پرداختنی کاهش می‌یابد.

و چون کاهش بدهی در سمت بدهکار ثبت می‌شود، حساب وام پرداختنی بدهکار خواهد شد.

پس:

بدهی ≠ بدهکار

این تفکیک را از همان ابتدا جدی بگیرید.

یک اشتباه رایج دیگر: بستانکار یعنی «طلبکار»؟

در زبان روزمره ممکن است بستانکار را معادل شخصی بدانیم که طلب دارد.

اما در ثبت حسابداری، «بستانکار» در ساده‌ترین سطح به سمت چپ حساب اشاره دارد.

مثلاً سرمایه مالک یک بدهی معمولی به معنای روزمره نیست، اما وقتی سرمایه افزایش پیدا می‌کند، حساب سرمایه بستانکار می‌شود.

پس نباید برای فهم ثبت حسابداری فقط به معنای روزمره واژه‌ها تکیه کنیم.

چگونه قواعد بدهکار و بستانکار را حفظ نکنیم؟

یک روش ساده این است که فقط قاعده دارایی را خوب بفهمید:

دارایی ↑ = بدهکار

دارایی ↓ = بستانکار

بعد بدانید بدهی و سرمایه برعکس هستند:

بدهی و سرمایه ↑ = بستانکار

بدهی و سرمایه ↓ = بدهکار

به شکل بسیار خلاصه:

دارایی:

افزایش → بدهکار

کاهش → بستانکار

بدهی و سرمایه:

افزایش → بستانکار

کاهش → بدهکار

این الگو از حفظ‌کردن شش جمله جداگانه ساده‌تر است.

تمرین کوتاه؛ بدهکار و بستانکار را مشخص کنید

برای هر رویداد، ابتدا خودتان پاسخ دهید.

رویداد اول

مالک ۱۵۰ میلیون تومان وجه نقد وارد مؤسسه می‌کند.

حساب‌ها:

وجه نقد → دارایی → افزایش → بدهکار

سرمایه → سرمایه → افزایش → بستانکار

رویداد دوم

مؤسسه ۴۰ میلیون تومان از بدهی خود را پرداخت می‌کند.

حساب‌های پرداختنی → بدهی → کاهش → بدهکار

وجه نقد → دارایی → کاهش → بستانکار

رویداد سوم

مؤسسه ۶۰ میلیون تومان تجهیزات را نسیه خریداری می‌کند.

تجهیزات → دارایی → افزایش → بدهکار

حساب‌های پرداختنی → بدهی → افزایش → بستانکار

رویداد چهارم

مؤسسه ۲۵ میلیون تومان از حساب‌های دریافتنی خود را وصول می‌کند.

وجه نقد → دارایی → افزایش → بدهکار

حساب‌های دریافتنی → دارایی → کاهش → بستانکار

اگر برای هرکدام توانستید چهار مرحله «حساب → نوع → تغییر → بدهکار/بستانکار» را توضیح دهید، مفهوم را درست گرفته‌اید.

جدول نهایی قواعد بدهکار و بستانکار

نوع حسابافزایشکاهش
داراییبدهکاربستانکار
بدهیبستانکاربدهکار
سرمایهبستانکاربدهکار

قاعده فصل نیز همین الگو را برای افزایش و کاهش حساب‌های دارایی، بدهی و سرمایه بیان می‌کند.

این جدول از اینجا به بعد بارها در آموزش حسابداری به کارمان خواهد آمد.

تا اینجا چه چیزی یاد گرفتیم؟

در این آموزش یاد گرفتیم بدهکار و بستانکار چیست و چرا نمی‌توان این دو اصطلاح را همیشه معادل افزایش و کاهش حساب‌ها دانست.

بدهکار نام سمت راست حساب است.

بستانکار نام سمت چپ حساب است.

اما بدهکار و بستانکار را نمی‌توان به‌طور ثابت معادل افزایش و کاهش دانست.

قاعده به نوع حساب بستگی دارد.

برای دارایی:

افزایش بدهکار و کاهش بستانکار است.

برای بدهی و سرمایه:

افزایش بستانکار و کاهش بدهکار است.

از اینجا به بعد می‌توانیم یک رویداد مالی را:

اول تحلیل کنیم،

حساب‌های درگیر را پیدا کنیم،

نوع هر حساب را تشخیص دهیم،

افزایش و کاهش را مشخص کنیم،

و در نهایت تصمیم بگیریم کدام حساب بدهکار و کدام بستانکار شود.

این دقیقاً مقدمه ورود به ثبت رویدادهای مالی در حساب‌ها است.

قدم بعدی در آموزش حسابداری چیست؟

تا اینجا قواعد را یاد گرفتیم.

اما دانستن قاعده با توانایی ثبت یک رویداد مالی فرق دارد.

مثلاً اگر به ما بگویند:

«مالک ۱۰۰ میلیون تومان سرمایه‌گذاری کرد»

حالا می‌توانیم بگوییم:

وجه نقد بدهکار

سرمایه بستانکار

اما باید یاد بگیریم یک رویداد واقعی را از ابتدا تا انتها چگونه تجزیه و تحلیل و سپس در حساب‌ها ثبت کنیم.

فصل سوم نیز بعد از بیان قواعد بدهکار و بستانکار، وارد ثبت رویدادهای مالی در حساب‌ها و مثال‌های عملی می‌شود.

منبع

کتاب اصول حسابداری (۱)، فصل سوم: تجزیه و تحلیل و ثبت رویدادهای مالی — بخش قواعد ثبت افزایش و کاهش حساب‌ها

سوالات متداول

10 سوال

اشتراک‌گذاری:

مقالات مرتبط

ارسال دیدگاه  

رویداد آنلاین و رایگان نقشه راه واقعی رشد در حسابداری سه‌شنبه ۲۸ مهر · ساعت ۱۹ تا ۲۱

رویداد بزرگ کالج حسابداری

از حسابداری تا درآمد بیشتر

یاد بگیرید چطور پروژه بگیرید، جایگاه شغلی‌تان را ارتقا دهید و مسیر درآمدی روشن‌تری بسازید.

نقشه راه رشد و درآمد در حسابداری
۲۸ مهر · ساعت ۱۹ تا ۲۱

شرکت کاملاً رایگان + هدیه کاربردی

ثبت‌نام رایگان